دیگر نگو نگو به قسم ها نمی کشم

ساحل بدون موج تو دریا، نمی کشم


باید که حال و روز خودم را عوض کنم 

سیگار دستم است و به مولا نمی کشم


از بچگی ارادتی که به پروانه داشتم

این دردِ کهنه ایست که حالا نمی کشم


مرگی به رقص آمده در پنجه خزان 

این عمر مانده را، رُخ فردا نمی کشم


ای ثانیه برو برو به جهنم که می روی

ناز تو گَند بی سر و پا را نمی کشم


احمدعلی رسولی